2009/10/19

410

مامان نمی‌داند به خاطر چه چیزی زن آقاجان شد.
«یک روز من را به پدرت دادند. فکر کردم لابد بابای دومم است و من باید این دفعه دختر او باشم. یک نفر یک مشت به پهلویم زد و گفت پدرت نیست، شوهرت است. ازآن به بعد هر وقت مشت می‌خوردم می‌فهمیدم اتفاق مهمی افتاده.»

پرنده‌ی من/فریبا وفی
پست‌های جدید‌تر پست‌های قدیمی‌تر