‏نمایش پست‌ها با برچسب شهرام رفیع‌زاده. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شهرام رفیع‌زاده. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸/۰۲/۲۰

284

ژنرال‌ها علیه ژنرال‌ها کودتا می‌کنند

سرتیپ‌ها و سرلشکرها علیه خودشان

شما

علیه یک سرباز کودتا کرده‌اید

که هیچ ستاره‌ای روی شانه‌اش

یا توی آسمان نداشته

و ندارد

او مسلح نبود. نیست

و جز یک دست لباس و یک جفت کفش

تنها یک دل داشت

که شما ازش گرفته

و سرش کلاه گذاشته‌اید

شعرهایی که تو گفتی / شهرام رفیع‌زاده

۱۳۸۷/۰۹/۰۹

174

این کیف و کتابها را نبین توی دستم
آرام نشستنم را توی این کافه نبین
انگشتهای جوهریم را نبین و چن شعر چاپ شده‌ام را
خیلی هم کوچک نیستم، پاش بیافتد، بطری هم می‌شکنم
شیشه مغازه و ماشین را هم همینطور
تازه می‌توانم با یک دو ریالی زنگ بزنم به خانه شما
این ضامن‌دار را هم گذاشته‌ام به وقتش
نامردی، نامردی می‌آورد
در ضمن یک کار دیگر هم بلدم، حواست باشد
می‌توانم گریه کنم

شعرهایی که تو گفتی / شهرام رفیع‌زاده