‏نمایش پست‌ها با برچسب ویرجینیا وولف. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ویرجینیا وولف. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱/۱۰/۰۵

775


کلاریسا گفت: "چقدر از دیدنت خوشحالم!" این را به همه میگفت. چقدر از دیدنت خوشحالم! بدترین جنبه ی شخصیتش را نشان میداد - تعارفی، ناصادق!

خانم دلوی - ویرجینیا ولف - فرزانه طاهری

۱۳۹۰/۰۳/۲۵

724

دوست دارم مردم ناکام باشند چون دوست دارم که روح داشته باشند. ما همه بدون‌شک روح داریم، اما من ارواح رنجدیده‌ای که خود را نشان می‌دهند دوست دارم. من به این ارواح سخت، درخشان و این خشنودی‌های لعاب داده شده اعتماد ندارم.

گزین‌گویه‌های ویرجینیا وولف/ لیو بانرات/ ناهید طباطبایی

۱۳۸۹/۰۴/۳۱

539

دست مرد براي نگه داشتن شمشير آزاد است و زن بايد از دست خود براي نگه داشتن ساتن استفاده كند تا از روي شانه هايش نلغزد. مرد تمام رخ و از رو به رو به جهان مينگرد گويي آن را براي استفاده ي او و به دلخواه او ساخته اند. زن از نيمرخ به جهان مينگرد با نگاهي موشكاف و حتي شكاك. اگر هر دو لباسي مشابه به تن ميكردند امكان داشت كه نگاهشان به جهان نيز يكسان باشد.

ارلاندو/ ويرجينيا ولف/ فرزانه قوجلو

۱۳۸۸/۰۲/۰۲

278

جامعه يكي از معجونهاي داغي است كه كدبانوي ماهر هنگام كريسمس به شما ميدهد، كه طعم آن به نحوه درست مخلوط كردن و تركيب ده ها عنصر مختلف ارتباط دارد. يكي از آنها را انتخاب كن،‌به خودي خود بي مزه ميشود!
ارلاندو / ويرجينيا ولف

۱۳۸۷/۱۰/۱۵

208

خورشید در موج‌ها زنی است چراغ در دست و موج‌ها چون آدمی‌زاد نفس می‌کشند. ببینید: ...موج درنگی می‌کرد و بار دیگر کش می‌آمد و مانند خفته‌ای که نفس نادانسته می‌آید و می‌رود آه می‌کشید. رفته‌رفته خط تاریک افق روشن شد، گویی دُرد شراب کهنه‌ای در بطری فرو بنشیند و سبزی شیشه را آشکار کند. پشت سرش هم آسمان صاف شده انگار دُرد سپید آن‌جا ته‌نشین شده‌است، یا گویی دست زنی غنوده زیر افق چراغی برافراشته و خط‌های پهن سفید وسبز و زرد مثل پرده‌های بادبزنی در آسمان گسترده باشد. بعد زن چراغ را بالاتر برد و هوا انگار تافته‌ای لرزان و شعله‌ور شده بود که با الیاف‌سرخ و زرد مانند شعله‌های دودناکی که هیاهوکنان از حریقی بر می‌خیزد، از رویه‌ی سبز پاره‌اش کرده باشند...


موج‌ها / ویرجینیا وولف / ترجمه مهدی غبرایی / نشر افق

۱۳۸۷/۰۸/۲۱

164

«قرن‌ها است که زنان به مثابه آیینهٔ درشت‌نمای، این امکان را برای مردان فراهم آورده‌اند تا خود را دوبرابر بزرگ‌تر از آن‌چه هستند، ببینند.»

ویرجینیا وولف

۱۳۸۷/۰۵/۱۵

54

ملغمه ي عجيبي كه جامعه مي ناميم دقيقا هيچ چيز خوب يا بدي در درون خود ندارد بلكه جوهره اي در آن است، ناپايدار اما نيرومند،‌كه وقتي بخواهيد شما را سرمست ميكند، يا اگر بخواهيد شما را دچار سردرد ميكند!

ارلاندو / ويرجينيا ولف