معاویه در مکه بود و ابن عامر را گفت: از تو خواهشی دارم. گفت: چیست؟ گفت: خانهات را در عرفه به من بخشی. گفت: بخشیدم. معاویه گفت: صله رحم کردی. اینک، تو چیزی از من بخواه. گفت: خواهم که خانهام را به من بازگردانی! گفت: بازگرداندم.
کشکول / شیخ بهایی
کشکول / شیخ بهایی