‏نمایش پست‌ها با برچسب ویکتور ارافیف. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ویکتور ارافیف. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰/۰۷/۲۴

743

در ابتدا كلمه بود و كلمه نزد خدا بود و اين كلمه ودكا بود... فرانسوی می‌تواند عطر کونیاك را بستايد، اسكاتلندی از طعم ويسکی تمجيد كند، حال آن‌كه ودكا چيزی خنثی است، نامرئی، بدون رنگ، بدون طعم، افزون بر آن، مخلوطی است تند و آزارنده... القصه، ودكا نيرومندتر از مذهب ارتدكس و حكومت مطلقه‌ی فردی و كمونيسم از آب درآمد و در مركز تاريخ روسيه ايستاد.

روسيه را بهتر بشناسيم / ويكتور ارفيف / روشن وزيری / بخارا، ۸۲

۱۳۸۹/۰۴/۲۰

529

در اتحاد شوروی تصور می‌شد که مرگ وجود ندارد. مرگ، کناره‌گیری خودسرانه به حساب می‌آمد. فلسفه‌ی مارکسیسم از کنار مرگ بی‌توجه و در حالی که بینی‌اش را می‌گرفت رد می‌شد. نسبت به مرده‌ها بی اعتنا بود. مانند فراری‌هایی که امیدی به گرفتار کردنشان نیست. قبرکنی خلاص شدن از زباله‌ها بود. سال‌ها پس از انقلاب هنوز اطراف قبرستان‌ها جسد‌های چال نشده کرم می‌زدند و غذای سگ‌های وحشی و شکاری می‌شدند؛ بعدها شیوه‌ی سریع خلاصی از مرده‌ها به میان آمد- سوزاندن جنازه- و بدین ترتیب شوروی از درختانی با چوب مناسب پر شد.

استالین خوب/ ویکتور ارافیف/ زینب یونسی

۱۳۸۹/۰۴/۱۷

522

زندگی تشکیل می شود از جشنها و هدیه‌ها؛ بقیه هرچه هست سوء تفاهم است.

استالین خوب/ ویکتور ارافیف/ زینب یونسی