‏نمایش پست‌ها با برچسب علی حاتمی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب علی حاتمی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲/۱۱/۲۰

782


غلامرضا: من آقامم. سلطانم. سلطان حسین‌قلی خان ناصری. حبسم کردن؛ زندان‌م.
چقد بگم نیاید ملاقات؟ نمی‌خوام چشم آجانا به تن و بدن بچه‌هام بیفته. خودم می‌یام خونه. به بونه‌ی حموم؛ داره‌ن می‌برنم بندرعباس؛ اووون ورا، اون دورا، تو دهن اژدها، اژدهای آتیش‌خوار.
ماه‌منیر: اگه بندر دریای آتیش باشه و کشتی به ساحل برف نشسته، پا به اسکله نمی‌ذارم. آقاجون، دیگه ماه‌منیر دیوار جدایی بین شما و مادر نیست.
غلامرضا: دیگه از آب داغ‌م نمی‌ترسم. کله‌مو می‌گیرم زیر شیر سماور.
ماه‌منیر: اگه باز چشام دوباره بسته‌ست، کور می‌شم تا نبینم مرگ پدری رو از درد تنهایی، آقاجون. بابای غریب.
غلامرضا: نه دخترم، دخترکم، تو ماهی، منیری، طفل لطیفی، طفلک تلف می‌شی. گوله‌ی برفی، آب می‌شی! می‌برمت به اسکله...

مادر / علی حاتمی

۱۳۹۱/۰۷/۲۲

770


باران رحمت از دولتی سر قبله‌ی عالم است و سیل و زلزله از معصیت مردم. میر غضب بیشتر داریم تا سلمانی. ریخت مردم از آدمیزاد برگشته. سالک بر پیشانی همه مهر نکبت زده. چشم ها خمار از تراخم است. چهره ها تکیده از تریاک. ملیجک در گلدان نقره می‌شاشد.

حاجی واشنگتن/ علی حاتمی
( فرستنده: مهدی ارگی)

۱۳۸۹/۰۶/۰۱

571

مدرسه‌ی هنر مزرعه‌ی بلال نیست که هر سال محصول بهتری داشته باشه

کمال‌الملک / علی حاتمی

۱۳۸۹/۰۴/۱۳

518

مرحبا استاد نقاش، بارک‌الله! مرحبا!
ذی جودی که آزادی را به این خوبی مصور کند، از بند تن رهاست، چه رسد به محبس.
طوطیک پرواز کن!

کمال الملک / علی حاتمی

۱۳۸۹/۰۳/۲۵

505

وقتی هوای شهرت، مطلوب نیست، داشتن خانه‌ای که دلتنگ حصارش نشی نعمته.

دلشدگان / علی حاتمی

۱۳۸۷/۰۸/۱۹

163

مادر، مرد. از بس که جان ندارد!

مادر / علی حاتمی

۱۳۸۷/۰۴/۲۴

2

مجید: "چقد دشمن داری خدا!
دوستاتم که ماییم؛ یه مشت عاجزِ علیلِ ناقص‌عقل. که در حقشون دشمنی کردی"

سوته‌دلان / علی حاتمی