‏نمایش پست‌ها با برچسب کریستین بوبن. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کریستین بوبن. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸/۱۲/۱۷

454

در زندگي چي داريم به همديگر بگوييم، جز روز به خير، شب به خير، دوستت دارم!

ديوانه بازي / كريستين بوبن

۱۳۸۸/۱۲/۰۷

447

به موضوع پرنده‌ی سیاه چینی باز می‌گردم. به ناشری که هنوز این صفحات را نخوانده رو می‌کنم و از او می‌خواهم که اگر این کتاب را می‌پذیرد، این را هم بپذیرد که پرنده را در پایین جلد سمت چپ قرار دهد، به نحوی که خیز بردارد و پرکشد و از عنوانی که به رنگ سبز نوشته شده بگذرد و فرسودگی را بفرساید و هر چه بالاتر رود و به زودی از نظر محو گردد. به ناشر می‌گویم که اگر مایل است، این پرنده را خواهم گرفت و برای او خواهم فرستاد...

فرسودگی/کریستین بوبن/پیروز سیار/انتشارات آگاه

۱۳۸۸/۰۹/۰۳

425

معلم‌های مدرسه‌ام در طول سال‌ها بیهوده با من حرف زدند. از آنچه به من آموختند هیچ یاد نگرفتم شاید به این دلیل که حرف‌های آن‌ها از باوری قاطعانه سرچشمه می‌گرفت و از جهلِ شادابِ روحشان برنمی‌خاست.

اسیر گهواره/ کریستین بوبن/ مهوش قویمی

۱۳۸۸/۰۶/۰۶

363

زندگی _ یا آنچه زندگی می‌نامیم _ ما را به دنیا وابسته می‌کند و در صف فشرده‌ی انتظار رو به جلو می‌راند. دست خویشاوند یا شاید هیولایی روی شانه‌مان قرار می‌گیرد. تحت فشارمان می‌گذارد تا هر سانتی‌متر مربع از جای خالی نفر قبل از خود را تصاحب کنیم. اما مرگ شوم و لعنت شده وقتی بسیار نزدیک به ما ناگهان رخ می‌نمایاند ما را از صف بیرون می‌کشد. دلمان را به درد می‌آورد و همه چیزهایی که در قلبمان جایی اشغال می‌کردند بیرون می‌راند. آنگاه آرام می‌گیریم گویی پس از رگباری سیل‌آسا جوان‌تر می‌شویم. در کنار گوری می‌ایستیم و نگاه می‌کنیم که چگونه دنیا بدون وجود ما روند معمولی‌اش را دنبال می‌کند...

دلباختگی /کریستین بوبن/ مهوش قویمی

۱۳۸۷/۱۲/۲۷

260

خداوندا، ما را از شر کسانی که دوست‌مان دارند، محفوظ بدار.

ابله محله / کریستین بوبن / برگردان: مهوش قویمی / نشر آشیان

۱۳۸۷/۰۵/۲۰

66

من زندگي اي خواسته ام كه كسي نتواند آن را خلاصه كند. زندگي مثل موسيقی
دیوانه‌بازی / کریستین بوبن