۱۳۸۸/۰۶/۱۱

367

گاهي هم عمدا گريه مي‌کنم و اشک نمي‌ريزم يا حتي از گروه گريم هم نمي‌خواهم اشک در چشمم بغلتانند. مثلا در «خانه‌ای روي آب» دوبار اين نوع گريه را داريم که اشکي در آن ديده نمي‌شود. چون معتقدم شخصيت دکتر سپيدبخت، آدمي است که ديگر اشکش تمام شده. حتي اين وضع و حال را ندارد که با اشک ريختن کمي سبک شود و تخليه شود و حالش بهتر شود. در همان وضع بحراني دروني مي‌ماند تا سکانس پاياني. ممکن است خيلي‌ها اصلا به اين دقت نکنند که او گريه کرد ولي اشک نريخت اما خودم و کارگردان که مي‌دانيم. پس بايد برايش دليل داشته باشيم و درست هم اجرايش کنيم.
رضا کیانیان / مصاحبه با روزنامه‌ی اعتماد 5 شهریور 1388