پندهای سورائو / فرانتس کافکا
۱۳۸۹/۰۶/۰۹
577
مناظره / دنزل واشنگتن
۱۳۸۹/۰۶/۰۸
۱۳۸۹/۰۶/۰۵
575
ای. اچ. کار / تاریخ ایران مدرن/ نوشته یرواند آبراهامیان/ ترجمه ابراهیم فتاحی
۱۳۸۹/۰۶/۰۳
574
573
گفتگو با امیرعلی نجومیان / ویژهنامه داستان همشهری، تیر 89
۱۳۸۹/۰۶/۰۲
572
ناصرالدين شاه آكتور سينما / محسن مخلمباف
۱۳۸۹/۰۶/۰۱
۱۳۸۹/۰۵/۳۱
۱۳۸۹/۰۵/۳۰
568
- نه، من رحمتو پسر سیدعلیام. هنوز که نباید برم سربازی.
- پسر کدوم سیدعلی هستی؟
- همون سیدعلی که قد کوتاهی داره، پای چپش لنگه.
باغِ اناری/ محمد شریفی
566
۱۳۸۹/۰۵/۲۷
565
اعصابمو خراب میکنه
به سیبزمینی سرخکرده و سوسیس و نونپنجرهای فکر میکنم
همینطور به ماکارونی، کلوچه و کیک
هرشب خواب بستنی شکلاتی میبینم
اما وقتی بیدار میشم خیلی گرسنهم، همش بخاطر تو...
در یخچالو قفل میکنی
خدا میدونه کلیدشو کجا میذاری
تا آخرشب گرسنگی میکشم
همش بخاطر تو
اون پیتزا رو جلوی چشم من نخور
دختر! این کمترین لطفیه که میتونی به من بکنی
وقتی حرف میزنم اون آبنبات رو ولش کن!
جونم به لبم رسیده و رودههامون خالی نگه داشتم،همش بخاطر تو
وقتی مُردم، پول بیمهی عمرمو تو جیبت میذاری
نعشم رو نگاه میکنی و پوزخند میزنی
میگی خب، سعیشو کرد، خیلی چیزا رو تحمل کرد تا مرد
اما اونوقت که لاغر بود، هیکلش بهتر نبود؟
لالاییها،افسانهها، دروغها / شل سیلوراستاین/ شاهین خواجه شهید
۱۳۸۹/۰۵/۲۵
564
میگفتند وقتی جوانتر بود، سبیل چخماقیاش سربالا بوده. اما بعد از مدتی زندانی شدن، حالت شاد و شنگولش را از دست داد، قدرت از سبیلش رفت و تا خود گور هم سبیلش سرپایین بود.
563
کتابخانهی سحرآمیز بیبی بوکن/یوستین گاردر/مهوش خرمیپور
۱۳۸۹/۰۵/۲۳
562
بیشتر مردم فکر میکنن یکی که به جرمی متهم میشه، اون رو یه راست میبرن واسه محاکمه، ولی اینجوری نیست؛ نه به این سرعت. چرخهای عدالت به کندی میچرخن.
The man who wasn’t there/ Joel & Ethan Coen
۱۳۸۹/۰۵/۲۲
561
بیلی باتگیت/ ای. ال. دکتروف/ نجف دریابندری
560
آیـههای شیطانی / سلمان رشـدی / روشنک ایرانی
۱۳۸۹/۰۵/۱۸
559
تمدن و ملالتهای آن / زیگموند فروید / محمد مبشری (با تلخیص)
۱۳۸۹/۰۵/۱۷
558
چون در این لحظه من تنها دلیلی هستم که اونها وجود داشتند
آمیستاد/استیون اسپیلبرگ
557
اما مگر خودِ خدا هم، موقعی که یهودیها را در روسیه اسکان داد تا عین جهنم عذاب بکشند، اشتباه نکرد؟ بهتر نبود میگذاشت یهودیها در سوییس زندگی کنند تا دور و برشان پر از دریاچههای زیبا، آب و هوای کوهستان، و یک عالمه فرانسوی باشد؟ همه اشتباه میکنند، حتی خدا.
عدالت در پرانتز/ ایساک بابل/ مژده دقیقی
۱۳۸۹/۰۵/۱۶
556
ناتور دشت/جی. دی. سلینجر/محمد نجفی
۱۳۸۹/۰۵/۱۴
555
چند کیلو خرما برای مراسم تدوین / سامان سالور
۱۳۸۹/۰۵/۱۳
554
۱۳۸۹/۰۵/۱۲
553
کلیسای جامع و چند داستان دیگر / رِیموند کاروِر / ترجمۀ فرزانه طاهری
۱۳۸۹/۰۵/۱۱
552
تو میدانی با مادیانهای سخت رکاب چه باید کرد؟ فقط باید مدارا کرد. باید کمی رها کرد دهانهشان را. نه آن قدر که مهار از دست برود، نه آن قدر که چموش کند مادیان را. باید آرام نوازش کرد یال و گوشها را. و گذاشت بروند چند قدم به هر کجا که میخواهند. بعد باید آرام آرام دهانه را کشید... حالاست که مادیان رکاب میدهد به نره سوار... رکاب میدهد، رام نمیشود...
روایت عاشقانهای از مرگ در ماه اردیبهشت/ محمد چرم شیر