قمارباز/ فیودور داستایفسکی/ صالح حسینی
2009/11/29
429
قمارباز/ فیودور داستایفسکی/ صالح حسینی
2009/11/28
2009/11/26
427
بعد از عروسی چه گذشت / رضا براهنی
2009/11/24
426
از چشمهایمان
و همهچیزِ این خاك را كاویدهایم:
ــ ما بههمراهِ آب و باد و خاك و آتش
تبعیدِ این سیاره شدهایم
و اینجا
زیباترین جا
برای تنهایيست.
كسی در من همهچیز را خواب میبیند.
آتشی برای آتشی دیگر / شهرام شیدایی
425
اسیر گهواره/ کریستین بوبن/ مهوش قویمی
2009/11/23
424
کودکی نیمهتمام / کیومرث پوراحمد
2009/11/22
2009/11/18
422
مردی در تاریکی/ پل استر/ ترجمهی خجسته کیهان
2009/11/17
421
فروغ فرخزاد/ مجلهی فردوسی/ مرداد ١٣٤٧
2009/11/13
2009/11/12
419
(کودک) –گفتم که؛ من از اون غذاها نمیخورم. همهشون زرشکی شدن.
-اینقدر از نعمتهای خدا ایراد نگیر پسرم. گناه دارهها!
-نخیرم! گناه خودت داری که نعمتهای خدا رو زرشکی کردی.
به همین سادگی/ رضا میرکریمی
2009/11/08
418
شنبه بدترکیب و تلخ و موذی است و شبیه به دختر ترشیده توبا خانم است ،دراز ،لاغر ، با چشمهای ریز بدجنس ،یکشنبه ساده و خر است و برای خودش ، الکی ،آن وسط میچرخد. دوشنبه شکل آقای حشمتالممالک است : متین ، موقر ، با کت و شلوارخاکستری و عصا. سهشنبه خجالتی و آرام است و رنگش سبز روشن یا زرد لیمویی است.چهارشنبه خل است. چاق و چله و بگوبخند است. بوی عدس پلوی خوشمزه حسن آقا را میدهد.پنجشنبه بهشت است و جمعه دو قسمت دارد : صبح تا ظهرش شنده و پر جنب و جوش ، مثل پدر پر از کار و ورزش و پول و سلامتی. رو به غروب ، سنگین . دلگیر میشود ، پر ازدلهرههای پراکنده و غصههای بیدلیل و یکجور احساس گناه و درد دل از پرخوری ظهر "چلوکباب تا خرخره " و نوشتن مشقهای لعنتی و گوش دادن به دلیدلی غمانگیز آوازی که از رادیو پخش میشود و دقیقهشماری برای برگشتن مادر از مهمانی و همه جا قهوهای تیره ، حتی آسمان ، درخت ها و هوا.
خاطرات پراکنده / گلی ترقی