‏نمایش پست‌ها با برچسب برنارد شاو. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب برنارد شاو. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹/۱۰/۲۳

666

آدم عاشق این است که خودش را خشن و بد بداند اما آدم نه خشن است و نه بد. فقط كم دل است. بهش بگو ظالم، جانی، دزد، قالتاق تا برایت غش کند و دوستت بدارد و فخر بفروشد به اینکه در رگ‌هایش خون گردن کلفت‌ها و چپاولچی‌های تاریخ روان است. بهش بگو دروغگو، دزد، حداکثر از دستت به عنوان توهین به دادگاه شکایت می‌کند. اما بهش بگو ترسو، آن وقت از خشم دیوانه می‌شود و برای اینکه این حقیقت گزنده را بپوشاند حتی به مرگ حاضر می‌شود.

دون ژوان در جهنم / برنارد شاو / ترجمه ابراهیم گلستان

۱۳۸۹/۰۸/۱۷

619

مردي را ديدم كه دم مرگ بود، يك بناي لندني كه هفت بچه داشت و فقط هفده پوند پول داشت. زنش همه آنرا خرج تشيع جنازه او كرد و بعد دست بچه هايش را گرفت و به گداخانه رفت. حاضر نبود هفت شاهي خرج درس بچه هايش كند و قانون بايد به زور او را وادار مي كرد تا بچه ها را به مدرسه كه مجاني هم هست بفرستد اما براي مرگ دار و ندارش را خرج مي كرد. اين آدمها شيفته مرگند و هرچه هم كه وحشتناك تر باشد بيشتر ازش كيف مي برند.

دون ژوان در جهنم / برنارد شاو / ابراهيم گلستان