‏نمایش پست‌ها با برچسب محمد چرم‌شیر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب محمد چرم‌شیر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹/۰۵/۱۱

552

تو میدانی با مادیان‌های سخت رکاب چه باید کرد؟ فقط باید مدارا کرد. باید کمی رها کرد دهانه‌شان را. نه آن قدر که مهار از دست برود، نه آن قدر که چموش کند مادیان را. باید آرام نوازش کرد یال و گوش‌ها را. و گذاشت بروند چند قدم به هر کجا که می‌خواهند. بعد باید آرام آرام دهانه را کشید... حالاست که مادیان رکاب می‌دهد به نره سوار... رکاب می‌دهد، رام نمی‌شود...

روایت عاشقانه‌ای از مرگ در ماه اردی‌بهشت/ محمد چرم شیر

۱۳۸۸/۰۹/۰۱

423

امروز باید یا باران بیاید٬ یا کسی.

روایت عاشقانه‌ای از مرگ در ماه اردی‌بهشت/ محمد چرم‌شیر

۱۳۸۸/۰۶/۲۳

386

دفعتاً آسمان بارید و چشم‌های من. آقاجانت گفت: «چرا گریه می‌کنید، خانم‌جان؟ این اشک‌ها نرم می‌کنند دل را. سبک می‌شَوید با این اشک‌ها. نگذارید سبک شود دل‌تان، خانم‌جان. سخت باشد بهتر است این دل. دوام می‌آورد. می‌ماند.»

کبوتری ناگهان/ محمد چرم‌شیر