‏نمایش پست‌ها با برچسب ناتالی گینزبورگ. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ناتالی گینزبورگ. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰/۰۱/۱۲

709

هرگاه در خیابان یکی از دوستان قدیم را که زمانی مثل خودش سوسیالیست بود و حالا فاشیست شده بود می‌دید با رضایت کامل به خانه برمی‌گشت و از شادی در پوست خود نمی‌گنجید زیرا آن‌ها نمی‌دانستند که تمام اعمال سیاه‌شان در کتاب خاطرات درج شده است. پدر سر میز ناهار دست‌ها را به هم می‌مالید و می‌گفت بالاخره فهمیده است که از چه راهی وجود خدا را اثبات کند زیرا اگر خدایی وجود داشته باشد به او مهلت می‌دهد تا پایان کارِ فاشیسم زنده بماند و کتاب خاطراتش را چاپ کند و ببیند دوستان قدیم از خواندن آن چه عکس‌العملی نشان می‌دهند. اما وقتی خوب فکر می‌کرد می‌دید خدایی وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد طرفدار فاشیست‌ها است.

دیروزهای ما/ ناتالیا گینزبورگ/ منوچهر افسری

۱۳۸۸/۰۵/۲۴

344

کسی که یک بار رنج کشیده است، تجربه ی درد را هرگز فراموش نمی کند. کسی که ویرانی خانه ها را دیده است، به وضوح کامل می داند که گلدان های گل، تابلوها و دیوارهای سپید، اشیایی ناپایدارند. خوب می داند خانه از چه چیز ساخته شده است. یک خانه از آجر و گچ ساخته شده است و می تواند فرو ریزد. یک خانه خیلی محکم نیست. هر لحظه می تواند فرو ریزد. در پس گلدان های آرام گل، پشت قوری های چای، فرش ها، کف اتاق ها که با موم برق افتاده است، چهره ی دیگر واقعی خانه است. چهره ی بی رحم خانه ی ویران شده.

ناتالیا گینزبورگ – فضیلت های ناچیز

۱۳۸۷/۰۹/۰۲

170

وقتی شاد هستیم خود را بی تفاوت ترین، سردترین و جدا افتاده تر از واقعیتمان احساس میکنیم.
وقتی شاد هستیم سعی میکنیم شخصیت هایی بسیار متفاوت از خودمان خلق کنیم و با دیدنشان هاله سردی از موضوعات نا آشنا، از روح شاد و خشنود مان چشم برگیریم و بی ترحم بر موجوداتی دیگر چشم بدوزیم.
بی ترحم با قضاوتی خلاف عرف سنگدلانه، متکبرآمیز . در حالی که تخیل و توان ابداع با قدرت در ما عمل میکند، به آسانی موفق به ابداع شخصیت هایی میشویم. شخصیتهای اساسا متفاوت از ما. موفق به ساختن داستهایی میشویم که با استحکام ساخته اما انگار در فضایی روشن و سرد خشک شده باشند.
بنابراین چیزی که کم داریم، وقتی که از آن شادمانی ویژه بدون اشک و بدون دلهره و بدون ترس برخورداریم. آن چیزی را که کم داریم رابطه ای صمیمی و گرم با شخصیت های ماست. چیزی که کم داریم همدلی ست.

فضیلت های ناچیز/ ناتالی گینزبورگ

۱۳۸۷/۰۸/۲۷

167

دلتنگی گوسفندی است.مبهوت. نوعی خلاء مشوش که در سطح اش بحثهایی درباره هوا، درباره فصول و درباره تمام چیزهایی که میشود به درازا صبحت کرد بی آنکه به عمق رفت، پرپر میزند. بی رنجاندن و بی آنکه رنجیده شد. یک وزوز طولانی و آرام پشه.
فضیلت های ناچیز/ ناتالیا گینزبورگ

۱۳۸۷/۰۵/۲۲

69

یک نواختی کسل کننده ای در سرنوشت انسان است. سرنوشت ما بر طبق قوانین کهن و غیر قابل تغییر طبق ضرباهنگی منظم و دیرین، به پیش میرود.رویاها هرگز به حقیقت نمی پیوندند و به محض اینکه آنها را بر باد رفته میبینی، یکباره متوجه میشویم که شادی های بزرگتر زندگانیمان دور از واقعیت بوده است به محض اینکه رویاهایمان را برباد رفته میبینیم به خاطر مدت زیادی که در ما ولوله برپا میکرده است از دلتنگی کلافه میشویم، تقدیر ما در فراز و نشیب امید و دلتنگی، جریان دارد.

فضیلت های ناچیز/ ناتالی گینزبورگ