‏نمایش پست‌ها با برچسب مهدی اخوان ثالث. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مهدی اخوان ثالث. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰/۱۱/۰۱

750

من یقین دارم که در رگ های من، خون هیچ رسولی یا امامی نیست
نیز خون هیچ خان و پادشاهی نیست
وین ندیم ژنده پیرم دوش با من گفت
کاندرین بی‌فخر بودن‌ها، گناهی نیست.

آخرشاهنامه، مهدی اخوان ثالث (م.امید)

۱۳۸۸/۱۰/۰۶

432

...
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیّار و دیاری-باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس،
برو آنجا که ترا منتظرند.
قاصدک!
در دل من همه کورند و کرند.
دست بردار از این در وطن خویش غریب
قاصد تجربه‌های همه تلخ،
با دلم می‌گوید
که دروغی تو؛دروغ
که فریبی تو؛فریب
...
قاصدک!
ابرهای همه عالم شب و روز،
در دلم می‌گریند.
آخر شاهنامه/ مهدی أخوان ثالث (م.امید)

۱۳۸۷/۰۵/۱۱

41

چرا بر خویشتن هموار باید کرد رنج آبیاری کردن باغی کز آن گل کاغذین روید؟

زمستان / م. امید