‏نمایش پست‌ها با برچسب محمدرضا کاتب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب محمدرضا کاتب. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹/۰۴/۱۷

521

راستش عجیب شاشم گرفته. می‌ترسم وقتی بکشندم بالا خودم را خراب کنم چون ملت فکر می‌کنند از ترس شاشیدم به خودم. کاش یک جا بین راه می‌ایستادید می‌رفتم می‌شاشیدم. حالا می‌فهمم چرا به زندانی‌ها ناشتایی نمی‌دهند گشنه و تشنه بالای دارشان می‌کنند.

هیس/ محمدرضا کاتب

۱۳۸۹/۰۱/۱۸

468

جهان‌شاه می‌گفت:
"دم دم‌های آمدن مشتی قربانعلی معنی خیلی چیزها برایت عوض می‌شود. یکمرتبه می‌بینی چیزی که سی سال یک قیافه‌ای بوده حالا یک قیافه‌ی دیگر شده، یک رنگ دیگر شده. کلید خیلی از رازهای این جهان دست مشتی قربانعلی است."
به مرگ می‌گفت مَشتی قربانعلی.

هیس/ محمدرضا کاتب