‏نمایش پست‌ها با برچسب جلال آل‌احمد. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جلال آل‌احمد. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱/۰۴/۱۵

756

خدادادخان حالا پس از اینکه پنج سال آزگار بی اینکه گناهی کرده باشد، کیفری به آن سختی چشیده، به این اصل رسیده است که وقتی در مملکتی قصاص قبل از جنایت می‌کنند، پس جنایت را هم پس از قصاص می‌شود مرتکب شد و اگر قرار است به خاطر گناهی که آدم نکرده، کیفری ببیند ناچار خود گناه را هم پس از چشیدن کیفر باید بکند تا حسابش پاک باشد.

خدادادخان (مجموعه داستان زن زیادی) / جلال آل‌احمد

۱۳۸۸/۰۴/۲۱

314

در بوف کور دنیای وجود مشکوک است. تکرار بیهوده‌ی اشیا و اشخاص و وقایع است. کارها تکرار می‌شوند. مجاز و واقع به هم می‌آمیزد. اما آنچه اصالت دارد رویاهاست. کابوس‌های مکرر است. هذیان‌های بیمارانه است. خوابی است که میان خواب و بیداری می‌توان دید. خوابی که سرحد زندگی و مرگ است.
هفت مقاله / جلال آل‌احمد

۱۳۸۷/۰۹/۱۹

188

بتول هم حتمن از آقا شنیده بود که پیغمبر خودش فرموده که تا چار تا عقدی جایزه و صیغه ام که خدا عالمه هر چی دلش خواست ، واسه این بود که به دس و پا افتاد، شاید بچش بشه و حاجی زن دیگه ای نگیره . آخه ننه شماها که نمی دونین هوو چیه ! من که خدا نخواس سرم بیاد اما راستش آدم چطور دلش می آد شوورش بغل یه پتیاره دیگه بخوابه؟

داستانهای زنان/ جلال آل‌احمد

۱۳۸۷/۰۵/۰۹

39

پرخوری شبانه روزی و نازپروردگی اش را به ضرب مشت ولگد از سراسر بدنش کنده بودم و دورریخته بودم.حتما اولین بار بود که چنین مشت ومالی می دید.«کرّه خر ِاحمق!شاشِت کف کرده چرا نمی روی مثل همه ... بزنی که کار بچّه مردم را اینجوری به کلانتری و پزشک قانونی نکشانی؟آن هم در مدرسه ای که من مدیر آنم».حتما از این اتفاق ها جاهای دیگر هم می افتد.امّا لابد دیگران صدایش را در نمی آورند.

مدیر مدرسه / جلال آل احمد