هر چقدر که دو نفر بیشتر با هم حرف داشته باشند به همان اندازه آهسته تر در کنار هم راه می روند.
مرد داستان فروش / یوستین گاردر / مهوش خرمی پور
نمایش پستها با برچسب یوستین گاردر. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب یوستین گاردر. نمایش همه پستها
۱۳۸۹/۱۱/۰۶
676
۱۳۸۹/۰۵/۲۵
563
او کنار قفسهها راه میرفت و محو تماشای کتابها شده بود. شاید باور نکنی ... بریت! ولی حین تماشا، آب دهنش راه افتاده بود. انگار کتابها شکلات یا شیرینی بادامی بودند.
کتابخانهی سحرآمیز بیبی بوکن/یوستین گاردر/مهوش خرمیپور
کتابخانهی سحرآمیز بیبی بوکن/یوستین گاردر/مهوش خرمیپور
۱۳۸۹/۰۴/۰۹
516
به عقیدهی من اعضای تناسـلـی یکی از اعضای حسی است. ایرلیوس، فکر نمیکنی اینطور باشد؟ در کتابهایت همواره از امیال نفسانی صحبت میکنی. حتی دربارهی تمایلات شهـوانی که در سر میپرورانی به کرّات سخن میگویی. فکر میکنی چشمان تو یا گوشهای من نزد خداوند نسبت به اعضای تناسـلـیمان ارزش بیشتری دارد؟ فکر میکنی عضوی هم وجود داشته باشد که نزد خداوند ارزش کمتری داشته باشد؟ به عنوان مثال، آیا انگشت سبابه طبیعیتر یا برتر از زبان است؟ ایرلیوس تو حتی از انگشتت هم استفاده کردهای!
زندگی کوتاه است/ یوستین گاردر/ مهرداد بازیاری
۱۳۸۹/۰۳/۲۴
504
در طول تاریخ فلسفه، فیلسوفان سعی داشتهاند ببینند انسان چیست یا طبیعت انسان چیست. ولی سارتر گفت: انسان (طبیعت) جاودانه ندارد که بدان توسل جوید. بنابراین بیمعناست در پی مفهوم کلی برای زندگی بگردیم. چارهای نداریم جز این که بداههپردازی کنیم. ما مثل هنرپیشهای هستیم که بدون تمرین، بدون نمایشنامه و بدون کسی که پشت پرده در گوشش بخواند چه کار باید کند، به صحنه کشیده شدهایم. مجبوریم خود تصمیم بگیریم چگونه زندگی کنیم. این حرف واقعا درستی است. اگر میشد با خواندن تورات و انجیل و یا با مراجعه به یک کتاب فلسفه فهمید چگونه باید زیست، زندگی خیلی آسان بود.
دنیای سوفی، داستانی دربارهی تاریخ فلسفه/یوستین گاردر/حسن کامشاد
۱۳۸۹/۰۳/۲۱
502
کتابهای بیشماری وجود دارند که هنوز نوشته نشدهاند و دیگر اینکه، آن چه در این بیست و شش حرف الفبا وجود دارد، بسیار بیش از آنی است که در سر آدمها و در گوشه و کنار این دنیا نهفته است. و این حس زیبایی است. کسی چه میداند.
کتابخانهی سحرآمیز بیبی بوکن / یوستین گاردر / مهوش خرمیپور
اشتراک در:
پستها (Atom)