‏نمایش پست‌ها با برچسب محمد حسینی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب محمد حسینی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹/۱۱/۱۶

683

خودش، مثل بیشتر آدم‌ها یک پا دیکتاتور بود و باز دشمن دیکتاتور‌ها بود. دشمنی‌اش هم مثل باقی مردم دشمنی عمومی بود و نه خصوصی. کینه‌ای همگانی بود، از آن کینه‌ها که به انزوا ختم می‌شود و نه به بخشش یا انتقام. نمی‌گفت: «باید نابودشان کرد» یا «باید بخشیدشان»، می‌گفت: «حذر کن، پسر!»


آبی‌تر از گناه / محمد حسینی

۱۳۸۸/۱۲/۱۲

450

فقط پدر من این‌طوری نیست؛ اصلاً این یک خصلت عمومی است؛ البته در پیرها بیش‌تر. می‌نشینند و ساعت‌ها از رستم و فریدون و داریوش و نادر می‌گویند. بعد هم افسوس می‌خورند که چه بوده‌ایم و چه شده‌ایم. خنده‌دار است اگر آن‌طوری بوده که می‌گویند، آن سرزمین پیشرفته که همۀ دنیا پیشرفتش را مدیون آن است، آن قهرمانان و سپاه را هم داشته، پادشاهانش هم همه عادل و دادگر و فرزانه بوده‌اند، چطور رسیده است به این‌جا؟ چطور هرکس دلش خواسته به این سرزمین تاخته و دست پر برگشته یا تا مدت‌ها مانده و چپاولش را ادامه داده. از اسکندر بگیرید تا مغول‌ها و عرب‌ها و حتی افغان‌ها.

آبی‌تر از گناه/ محمد حسینی